پذیرش اصل عدم سلطه: مسیری نو برای آینده ایران

ناراحت‌کننده است که ببینیم برخی ایرانیان، به‌ویژه کسانی که منتقد جمهوری اسلامی ایران (IRI) هستند، رفتار بد این رژیم را چه در داخل و چه در سطح بین‌المللی بر اساس “ رئال پولتیک” (Realpolitik) تفسیر می‌کنند. این دیدگاه رژیم را محکوم می‌کند اما چشم‌انداز نگران‌کننده‌ای برای آینده ارائه می‌دهد زیرا که با چارچوب‌بندی انتقادات خود از طریق لنز “ریل پولیتیک” (Realpolitik)، این افراد عملاً استفاده از اقدامات اجباری و تدابیر استبدادی را به عنوان ضرورتی برای حکومت‌داری توجیه می‌کنند.

مفهوم “رئال پولیتیک” (Realpolitik)، ریشه در سیاست خارجی واقع‌گرایانه‌ای دارد که توسط افرادی مانند هنری کیسینجر ترویج شده است، اما اصل این مفهوم به قرن نوزدهم و سیاستمداران آلمانی مانند اوتو فون بیسمارک برمی‌گردد. رویکرد کیسینجر اولویت را به دینامیک قدرت و منافع دولتی می‌دهد و نسبت به ملاحظات اخلاقی یا ایدئولوژیکی کم‌توجه است. این رویکرد غالباً به اتحاد با رژیم‌های استبدادی و حمایت از سیاست‌هایی منجر می‌شد که حقوق بشر را به نفع مزایای ژئوپلیتیکی نادیده می‌گرفتند. چنین چارچوبی به‌طور اجتناب‌ناپذیری به سبک حکومت‌داری منجر می‌شود که اجباری، عملی به حد بدبینی و بی‌اعتنا به آزادی‌های فردی و اصول دموکراتیک است.

وقتی منتقدان جمهوری اسلامی ایران این دیدگاه را اتخاذ می‌کنند، به‌طور ضمنی پیشنهاد می‌دهند که حکومت‌داری آن‌ها، اگر به قدرت برسند، از اساس با حکومت فعلی تفاوتی نخواهد داشت. تکیه آن‌ها بر “ریل پولیتیک” (Realpolitik) به معنای ادامه تدابیر اجباری و تاکتیک‌های استبدادی است که چرخه‌ای از سرکوب و سلطه را تداوم می‌بخشد. این چشم‌انداز به‌ویژه نگران‌کننده است زیرا نشان‌دهنده عدم تعهد به تغییرات تحول‌آفرین و بی‌میلی به پذیرش اصول غیرسلطه و جمهوری‌خواهی واقعی است.

در مقابل، مفهوم “واقع‌گرایی پیشرو” (Real Progressive Realism) رابرت رایت راهی روشنفکرانه‌تر ارائه می‌دهد. “واقع‌گرایی پیشرو” (Real Progressive Realism) بر این اصرار دارد که کشورها را همان‌طور که هستند بپذیرید و بر تقویت روابط بین‌المللی همکاری‌جویانه تمرکز کنید نه تحمیل ارزش‌های دموکراتیک از طریق زور. این ایدئولوژی به دنبال ساختن یک نظم جهانی بر اساس احترام متقابل، همکاری عملی و درک عمیق از دیدگاه‌های متنوع است و از الگوهای مخرب که به درگیری‌های دائمی و بی‌ثباتی منجر شده‌اند دوری می‌کند. همچنین، “واقع‌گرایی پیشرو” (Real Progressive Realism) اصول غیرسلطه را محور اصلی خود قرار می‌دهد و بر ایجاد یک جامعه بین‌المللی تأکید می‌کند که در آن هیچ کشوری بر دیگران تسلط نداشته باشد.

وقتی رایت در مورد پذیرش کشورها به همان‌گونه که هستند صحبت می‌کند، از دیدگاه یک آمریکایی‌ است که باور بر این است که چرخه خشونت را متوقف کند. به همین منوال، مخالفان ایرانی نیز باید مفهوم غیرسلطه را بپذیرند تا بتوانند سرکوب رژیم را محکوم کنند و راهی برای مقابله با درگیری‌های بین‌المللی و سیاست‌های آینده ایران پیدا کنند. محکوم کردن رژیم ایرانی با لنز سیاست خارجی “نئو لیبرالی ” راهی بد برای آینده است.

عدنان حسن‌پور در مقاله “بازگشت به مبانی جنبش ژینا، در ضرورت نفی رسانه‌سالاری و تمامیت‌خواهی” به این نکته اشاره می‌کند که اگر دیدگاه‌ها بر اساس آزادی به‌عنوان غیرسلطه نباشد، مردم باید به‌طور مداوم اصلاحیه‌هایی درباره مرزهای “ریل پولیتیک” (Realpolitik) معرفی کنند، زیرا نمی‌توانند یک رفتار را محکوم کنند در حالی که دیگری را می‌پذیرند. این منجر به یک منطق ذهنی و وابسته به تفسیر فرد می‌شود که در آن یک رفتار می‌تواند خوب و دیگری بد تلقی شود. بنابراین، رویکردی که مبتنی بر آزادی به‌عنوان غیرسلطه نباشد، نمی‌تواند پایدار بماند و دائماً نیازمند تعدیل و اصلاح خواهد بود.

با توجه به دهه سوم قرن بیست ویکم و درگیری‌های گسترده مانند جنگ روسیه و اوکراین و جنگ غزه، بسیاری از سوالات در مورد رابطه اخلاق و “ریل پولیتیک” (Realpolitik) مطرح شده است. مفهوم “ریل پولیتیک” (Realpolitik) به معنای رویکرد واقع‌بینانه در عرصه سیاسی و توجه به ابزارهای موجود برای رسیدن به حداکثر منافع تعریف می‌شود. اینکه حدود این امر کجا محدود به اخلاق می‌شود و مسئولیت تحدید آن بر عهده همگان است یا دارای سلسله‌بندی است، از جمله مهم‌ترین سوالاتی است که قابلیت طرح دارد. در این میان، نقض‌های فاحش حقوق بشردوستانه در جنگ‌ها با مفاهیم مطرح دیگر در حقوق بین‌الملل توجیه شده‌اند و استانداردهای دوگانه‌ای که قدرت‌های جهانی اعمال می‌کنند، بیشتر نمایان شده است. بنابراین، توجیه “ریل پولیتیک” (Realpolitik) بر اساس اخلاق به یک مسئله ذهنی و وابسته به تفسیر تبدیل می‌شود، در حالی که اصل عدم سلطه یک استدلال قوی‌تر و قابل دفاع‌تر است.

پذیرش “واقع‌گرایی پیشرو” (Real Progressive Realism) به معنای رد اصول بدبینانه و اجباری “ریل پولیتیک” (Realpolitik) است. این شامل حمایت از سیاست خارجی است که همکاری جهانی و پیشرفت واقعی را ترویج می‌دهد و با هدف کلی ساختن جامعه‌ای هماهنگ است که در آن آزادی و عدالت بر استبداد و ترس غلبه دارند. با این کار، می‌توانیم اطمینان حاصل کنیم که هرگونه حکومت‌داری آینده در ایران از چرخه سرکوب گذشته رها شده و به سوی جامعه‌ای عادلانه‌تر و دموکراتیک‌تر حرکت می‌کند. مهم‌تر از همه، باید به یاد داشته باشیم که بازگشت به مبانی جنبش ژینا و نفی رسانه‌سالاری و تمامیت‌خواهی، برای آینده‌ای روشن و بدون سلطه ضروری است.